استکبار بدخیم؛ چرا آمریکا شایسته ارتباط نیست؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۳۹۲۱۶
گزارش|

استکبار بدخیم؛ چرا آمریکا شایسته ارتباط نیست؟

از تله‌سازی در اوکراین تا حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل و تلاش برای شعله‌ور کردن بحران در ونزوئلا، شواهد نشان می‌دهد آمریکا در دهه‌های اخیر به بازیگری بدل شده که حتی دوستان خود را قربانی می‌کند تا به منافعش برسد. همین واقعیت‌ها سبب شده رهبر انقلاب با صراحت بگویند: «آمریکا شایسته ارتباط نیست.»
استکبار بدخیم؛ چرا آمریکا شایسته ارتباط نیست؟
مهدی عالی

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ در هفته های اخیر رهبر انقلاب، در سخنرانی تلویزیونی‌شان به مناسبت هفته بسیج از عدم شایستگی رابطه و همکاری جمهوری اسلامی ایران با آمریکا سخن گفتند. نکته اساسی این است که نقطه‌ثقل بیانات ایشان برای توضیح این تزاحم نه در جمهوری اسلامی، بلکه در ذات «استکبار بدخیم» آمریکایی نهفته است. استکباری که حاضر است برای رسیدن به منافع و قدرت خود همه چیز را به آتش بکشد.

ایشان در دلایل این موضوع فرمودند: «آمریکایی‌ها به دوستان خودشان هم خیانت می‌کنند؛ یعنی به کسانی هم که دوستان آنها هستند خیانت می‌کنند؛ از باند جنایتکار صهیونیِ حاکم بر فلسطین حمایت می‌کنند؛ به خاطر نفت و معادن زیرزمینی حاضرند در هر جای دنیا جنگ‌افروزی کنند که امروز این جنگ‌افروزی به آمریکای لاتین هم رسیده؛ و به طور قطع یک چنین دولتی درخور آن نیست که دولتی مثل جمهوری اسلامی، به دنبال ارتباط با او و همکاری با او باشد.» مواردی که نه در انتزاع بلکه در عالم واقع ریشه داشته است.

خیانت به دوستان

هر چند ذکر کودتا‌ها و جنگ‌های آمریکایی در جهان، از آسیای جنوب شرقی گرفته تا آمریکای لاتین، لیست بلندبالایی را شامل می‌شود که حتی بیان آن هم ملال‌آور خواهد بود، اما یکی از برجسته‌ترین این جنگ‌ها، جنگ روسیه و اوکراین است که اگرچه در هیچ‌یک از دو طرفِ دخیل در جنگ نامی از آمریکا نیست، لکن دقت و ژرف‌نگری عیان می‌سازد که این جنگ اساسا محصول طمع‌ها و نقشه‌های واشینگتن بوده است.

در واقع، از آنجا که روسیه به عنوان بازیگر منتقد نظم جهانی آمریکایی مطرح بوده، ایالات متحده با طرح توسعه ناتو به سوی شرق، از کشور اوکراین، تله‌ای برای فرسایش روسیه ساخت تا این کشور را مهار کند. جان مرشایمر، محقق و نظریه‌پرداز حوزه روابط بین‌الملل در این زمینه مطرح کرد: «روسیه اعلام کرد که برای جلوگیری از پیوستن اوکراین به ناتو، تا سر حد امکان پیش خواهد رفت. این موضوع پرسش مهمی را مطرح می‌کند که چرا ایالات متحده و متحدان اروپایی‌اش با وجود آگاهی از حساسیت روسیه، همچنان بر گسترش ناتو به شرق اصرار ورزیدند؟»

مهدی خرسند، کارشناس مسائل بین‌الملل درباره علت این جنگ بیان کرد: «آغاز این جنگ با تحریک آمریکایی‌ها بود و در سه سال و نیم گذشته آن قدر فشار‌ها را زیاد کردند و فضای تهدید را به سمت اوکراین بردند که روس‌ها مجبور به آغاز جنگ شدند.» همچنین پوتین، رئیس‌جمهور روسیه هم درباره این جنگ گفته بود: «علت اصلی تراژدی کنونی در اوکراین، سیاست‌های ضدروسی هدفمند غرب جمعی به رهبری آمریکا است. آنها طی دهه‌ها به دنبال کنترل کامل اوکراین بودند.»

حال نیز که بیش از سه سال از این جنگ گذشته و عملا حدود ۲۰ درصد از خاک اوکراین توسط روسیه اشغال شده، آمریکایی که جاه‌طلبانه اوکراین را تله‌ای برای روسیه قرار داده بود طرحی ۲۸ ماده‌ای آماده کرده که فی‌الواقع به معنای نفی استقلال و تمامیت ارضی اوکراین خواهد بود. در حقیقت آمریکایی که خود جنگ را به‌راه انداخته، اکنون به اوکراین خیانت کرده و برای کسب رضایت روسیه با تحمیل طرحش به اوکراین، اصطلاحا «از کیسه خلیفه بخشیده است.» موضوعی که نماد تام‌وتمامی از غیرقابل اعتماد بودن آمریکایی‌ها خواهد بود.

حمایت از باند جنایتکار

آمریکایی‌ها که بیش از ۶ دهه، حمایت‌های سیاسی-دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی خود را به سوی تل‌آویو روانه ساخته بودند، پس از آغاز جنگ در غزه، حمایتی تمام‌عیار را از اسرائیل کرده‌اند. این موضوع حتی سبب نارضایتی و اعتراضات متعددی در دانشگاه‌ها و مردم آمریکا شد که بازتاب‌های گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی داشت.

تحقیقات دانشگاه براون نشان می‌دهد آمریکا پس از آغاز طوفان‌الاقصی تا یک سال پس از آن، حدود ۱۸ میلیارد دلار به اسرائیل کمک کرده است؛ یعنی روزی ۵۰ میلیون دلار. اسرائیل نیز با این پول، مشغول کشتار و ویرانی در سرتاسر منطقه غرب آسیا بوده است. همچنان که رهبر انقلاب فرموده‌اند: «مردم دنیا می‌دانند که اگر آمریکا نبود، رژیم صهیونیستی قادر به این‌همه فاجعه‌آفرینی نبود.»

در جنگ اخیر ایران و اسرائیل نیز دولت آمریکا عملا پشتیبانی لجستیک و نظامی از اسرائیل کرده و حتی در نهایت خود نیز مستقیما برای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران وارد عمل شد. حال سوال اینجاست چگونه می‌توان با دولتی که اینگونه برای حمایت از متحد خود -که در تعارض منافع ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک با ایران است- همه هنجار‌ها و قواعد حقوق بین‌الملل را زیر پا می‌گذارد مذاکره کرد و به نتیجه مطلوب رسید؟ متحدی که عملا برخلاف منافع و امنیت ملی ایران در واشینگتن لابی‌گری کرده و آمریکایی‌ها نیز مطابق خواست آن رفتار می‌کنند. رابطه با چنین موجودیتی تامین‌کننده منافع ایران نخواهد بود که تمایلی به برقراری ارتباط وجود داشته باشد.

شهوت و طمع نفتی

خبر‌ها درباره احتمال تصاعد تنش در حوزه کارائیب همه‌روزه بیشتر می‌شود. اما مسئله اصلی این است که علت چیست؟ در واقع، اگرچه آمریکایی‌ها دلیل آن را حمایت ونزوئلا از کارتل‌های مواد مخدر عنوان کرده‌اند، اما شواهد قرائن نشان می‌دهد دلایل تنش احتمالی چندان ارتباطی با موضوع جرائم سازمان‌یافته و مواد مخدر نداشته چراکه از این حیث کشور‌های دیگری به مانند کلمبیا و مکزیک از پتانسیل بیشتری برای درگیری برخوردار می‌باشند.

به عنوان نمونه، طبق گزارش ۲۰۲۵ وزارت دادگستری درباره ارزیابی تهدید مواد مخدر، سه کشور مکزیک، کلمبیا و پرو مناطق اصلی حضور کارتل‌ها و قاچاق فنتانیل، متامفتامین و کوکائین به آمریکا هستند. اگرچه ونزوئلا نیز مأمنی برای برخی کارتل‌ها و قاچاق کوکائین بوده، اما در مقایسه با سه کشور مذکور، نقش به مراتب کمتری دارد.

در حقیقت ریشه ماجرا را از یک سو باید در دکترین «مونروئه ترامپی» که آمریکای لاتین را حیاط خلوت آمریکا می‌داند و از سوی دیگر در مسئله نفت و منابع استراتژیک ونزوئلا دانست. ذخایر نفتی اثبات‌شده در ونزوئلا که شامل حدود ۳۰۳ میلیارد بشکه و بیش از ۲۵ درصد از نفت جهان می‌باشد از جمله انگیزه‌های آمریکا برای تصاعد تنش در آمریکای لاتین است.

همچنین معدن ذخایر قابل توجه طلا (۱۶۱ تن گزارش‌شده توسط شورای جهانی طلا [WGC]، ۲۰۲۴) و ظرفیت عظیم معدن‌کاری در «قوس اورینوکو»؛ جایی که گزارش‌های رسمی ونزوئلا ارزش مواد معدنی استراتژیک، از جمله کلتان و عناصر خاکی کمیاب آن را تا ۲ تریلیون دلار تخمین زده‌اند، هم از دلایل انگیزه تنش‌سازی برای آمریکاست.

به بیان دیگر می‌توان اینگونه مطرح کرد که آمریکایی‌ها برای آنکه بتوانند شهوت و طمع نفتی خود را برآورده کنند حاضراند همه چیز را به آتش کشیده و حتی یک جنگ خانمان‌سوز را آغاز کنند. همانگونه که آنها پس از حمله‌شان به عراق و افغانستان عمل کردند و منابع این دو سرزمین را به‌شکلی فجیع بلعیدند. در واقع هرجا که نفت باشد ارتش آمریکا آنجاست و حاضر است برای مقاصد آمریکا همه چیز را نابود کند.

رویکرد ضددیپلماسی آمریکا

هرچند ایران از مذاکرات الجزایر تا همین مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه، تنها تجارب تلخی از مذاکره و رابطه با آمریکا را به یاد داشته، اما با این وجود هنوز هم راه دیپلماسی را نبسته است. در حقیقت این آمریکا بوده که به جای تمایل به دیپلماسی، گرایش به زورگویی و قلدری خود را آشکار ساخته و عملا راه دیپلماسی را بسته است. چنین چیزی از سوی موجودیتی استکباری همانند آمریکا، شانیتی برای همکاری و مذاکره باقی نخواهد گذاشت.

دلیل آن هم این است که تقاضا برای مذاکره با ایالات متحده همانند مذاکرات پیش از جنگ، صرفا تاکتیکی جنگی برای واشینگتن و از طرف دیگر برداشت نشانه ضعفی برای ایران خواهد بود. هنگامی که تقاضا برای مذاکره، به یک «التماس برای بقا» تعبیر شود، آن مذاکره به سود و حتی در شان یک ملت و دولت نخواهد بود. خصوصا ملتی همانند ایران که عزت را عنصری اساسی در هویت خود دانسته و دولتی همانند جمهوری اسلامی که استقلال، از نقاط بنیادین در اصول سیاست خارجی آن بوده است.

پربازدیدترین آخرین اخبار